بدون شرح

سلام به بازدید کننده های عزیز .

اقا رک بگم من الان سربازم نمیتونم دنبال مطلب باشم یا مطلب بنویسم.

دوستایی هم که میگن نمییایم خب نیان بازدید از 1500 رسیده به 80 تا 

منم دیگه انگیزه ادامه دادن ندارم

به جای اینکه بیام نظراتتون بخونم روحیه بگیرم اینجوری مینویسین

موفق باشین

بخونو بخند

یه بار اومدم خودمو واسه مامانم لوس کنم بهش گفتم مامان اگه من بمیرم چیکار میکنی؟
گفت مرگ بگیری مردشور برده …
الهی به تیر غیب گرفتار بشی…
سرت به سنگ لحد بخوره …
لال شی ایشالا آخه این چه حرفیه؟!
داشتم عزرائیلو میدیدم خداوکیلی…

∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞

جا داره از اون دسته دخترانی که با جمله
” همه مردها از یه قماشن “
منو در ردیف ، انیشتن و ابوعلی سینا و رازی و مصدق و اینا قرار میدن
تشکر ویژه داشته باشم !

∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞

یکی‌ از فانتزیام اینه که یکی‌ واسم یه جعبه بزرگ کادو بیاره و توش
یه جعبه کوچکتر باشه و همین روند ادامه پیدا کنه و آخرش برسه
به سویچ پورشه یامثلا لامبورگینی !

∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞

یعنی فقط تنها در صورتی بوی ادکلن ماندگاره که بوش بد باشه !

∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞

یادش بخیرچقد اسکل بودم!
نیم ساعت دست به سینه مینشستم تا مبصر اسمم روجزءخوبها بنویسه!
بعدم معلم میومدبدون توجه به اسم ها تخته روپاک میکرد!
وچقداسکل تر بودم که زنگ بعدی هم دست به سینه مینشستم !

∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞

دیشب بابابزرگ و مامان بزرگمو بردیم فرودگاه بدرقه کنیم که برن مکه ، هواپیما تاخیر داشت !
مامان بزرگم نگران بود ، عموم میاد دلداریش بده میگه :
این چیزا عادیه ، تاخیر داره ، نقص فنی پیدا میکنه ، سقوط میکنه ، نگران نباش !

∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞

امروز از سرکار برگشتم خونه میبینم همه باهام سنگینن
هیشکی تحویلم نمیگیره ، الان فهمیدم دیشب مادرم خواب دیده من بدون
اجازشون ازدواج کردم …
اصن دقت که میکنم خدارو شاکرم رام داده خونه !

∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞

ﺧﺎﻧﻤﻪ ﺳﺮ ﻗﺒﺮﻩ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺯﺍﺭ ﻣﯿﺰﺩﻩ:
ﺩﺧﺘﺮﺍﺕ ﮐﻔﺶ ﻧﺪﺍﺭﻥ,ﭘﺴﺮﺕ ﻟﺒﺎﺱ ﮔﺮﻡ
ﻧﺪﺍﺭﻩ,ﺧﻮﺩﻡ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ;
ﺁﺑﺎﺩﺍﻧﯿﻪ ﺭﺩ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﯿﮕﻪ ﻭﻟﮏ ﺍﯾﻦ ﺑﺪﺑﺨﺖ
ﻣﺮﺩﻩ ﯾﺎ ﺭﻓﺘﻪ ﺩﺑﯽ ﺟﻧﺲ ﺑﯿﺎﺭﻩ!!!؟

∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞

ﻫﻨﻮﺯ ﻫﯿﭻ ﺑﻮﯾﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﺸﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﺑﻮﯼ ﺍﺩﮐﻠﻦ ﻣﺮﺩﻭﻧﻪ ﻭ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﮐﻨﻪ !

∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞

گواهی نامه گرفتن مامانم حدود یک سال و نیم طول کشید
قبول که شده بود افسره از مامانم خوشحال تر بود !

∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞

ﻫﺮ ﻏﻠـﻄﯽ ﺭﻭ ﺍﻧـﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻥ ،
ﺍﺳﻤـﺶ ” ﭘﺎﻳـﻪ ﺑـﻮﺩﻥ ” ﻧﻴـﺴﺖ
ﺧـَـﺮﻳـَﺘـﻪ !

∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞

الان ۶ ساله که ما یک پنجم تصویر برنامه های تلویزیون رو نمیتونیم ببینیم !!!
آخه مامانم لِیبِلِ روی لامپ تصویر رو نمیذاره بِکَنیم …

∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞

با داداشم رفتیم بوتیک اون جنسی که می خواستم نبود
به فروشنده میگم ببخشید ما یه دور بزنیم برمیگردیم …
دادشم برگشته به فروشنده میگه :
دروغ میگه از صبح به ده نفر دیگه هم همینو گفته ، شما منتظر ما نباشین !

∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞

خواهر زادم (پنج سالشه) بهم میگه : دلم برات تنگ شده …
ازش می پرسم : دلت برای من تنگ شده یا موبایلم ؟
میگه : هم موبایلت هم کامپیوترت !

∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞

دماغمو عمل کردم
آوردنم خونه ، بابام هی میاد تو اتاقم میگه حیف نبود اون گرز دزد ترسون منو دادی رفت ؟

∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞

به مامانم میگم چرا همیشه میخوای قسم بخوری جون منو قسم میخوری ؟
چرا جونه مهردادو (برادرم) قسم نمی خوری ؟
میگه آخه اون طفلک بچه بود زیاد مریض میشد …

∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞

اون چیه که راحت از جیب میاد بیرون …
گوشی های جدید GLX با جدید ترین آپشن روز دنیا هم اکنون در خدمت شما …
دیگه کسی آیفون و گلکسی نمی خره … !

∞..∞..∞.∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞..∞

داداشم نوجوون بود میرفت باشگاه کونگ فو و کشتی, منم اون موقه ها بچه بودم
هر وقت که تو باشگاشون یه فن جدید بهشون یاد میدادن میومد تو خونه رو من اجرا میکرد
منم به ازای هر فن پول میگرفتم
یعنی از کوچیکی من با این سختی پول درمیاوردما !
 

فقط برای خنده

قبض برقمون اومده ۱۸ هزار تومن !
بابام : مطمئنی ۱۸ هزار تومنه ؟!
شاید ۱۸۰ هزار تومن باشه !
من : نه .. همون ۱۸ هزار تومنه
بابام : مطمعنی قبض ماس ؟!
من : آره
بابام شاید قدیمیه ؟!!!!
من : نه بابا واسه همین دورَس!
بابام : شاید به تومن نوشته !!
من : نــه
بابام تا الان نزدیکِ ۵۴ رکعت نماز شُکر خونده ! :))

- - - - - - - - - - - - - - -

چند روز پیش تو بیمارستان یه آقاهه شیک پوش ، فیش عابر بانک 400 هزارتومنی رو به همراه کارت اشتغالش تو صدا سیما بهم نشون داد و گفت من فقط 20 هزار تومن کم دارم که با بیمارستان تسویه کنم. تا فردا هم به حسابت پس میریزم. داری؟. گفتم شرمنده. رفت اونورتر به یکی دیگه کفت. طرف 20 تومن بهش داد. تعقیبش کردم. دم در بیمارستان کفشاشو واکس زد و رفت تو حیاط. یه ربع بعد دوباره اومد و از یکی دیگه 20 تومن گرفت!.
همینطور مونده بودم که چرا ملت اینقدر راحت اغفال میشن!. یعنی تو بقیه مسائل هم به این راحتی اغفال میشن!؟...

- - - - - - - - - - - - - - -

باز میگن چرا اعصاب نداری...
این پسره جاستین بهترین خواننده سال شد...
رمز موفقیتش این بود که مامیش وقتی کوچیک بود کلیپ اواز خوندشو تو یوتیوب گذاشت...
اونوقت توقع دارین من که تا میخوندم ننم با دمپایی ابری خیس میزد تو دهنمو میگفت مرض ساکت سرمون رفت معروف بشم؟؟؟
من چی ازون جاستین کم داشتم...
:|

- - - - - - - - - - - - - - -

بــرای یـک زن بـیسـت سـال طــول مـی کـشـد تـا از پـسـرش مـردی بـسـازد ، امـا یـک زن دیـگـر ظــرف بیـسـت دقـیـقـه او را خــر مـی کــنـد !

- - - - - - - - - - - - - - -

ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺑﭽﻬﻪ ﺭﻭ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩ ﺣﺎﻓﻆ ﮐﻞ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﻮﺩ. ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮔﻔﺖ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮ ﻫﻤﺴﻦ ﺗﻮﺋﻪ! ﯾﻬﻮ ﺑﺎﺑﺎﺷﻢ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﻢ
ﺣﺎﻓﻆ ﮐﻞ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮐﺎﻧﺎﻟﻮ ﻋﻮﺽ ﮐﺮﺩ :|

- - - - - - - - - - - - - - -

اون تیکه ی آخر پیتزا که سیر شدی و می مونه و خورده نمیشه
همون لعنتیه که روحش وقت گشنگی میاد سراغت ..!

- - - - - - - - - - - - - - -

در ايام امتحانات، خونه باشم ولي درس نخونم خيالم راحت تر از زمانيه كه برم بيرون و از درس نخوندن عذاب وجدان داشته باشم

- - - - - - - -این دوتا برای خنده نیست- - - - - - - -

از پیرمرد و پیرزنی پرسیدند؟؟
شما چطور 60 سال با هم زندگی کردید !!
گفتند ما مربوط به نسلی هستیم که
وقتی چیزی خراب میشد تعمیرش میکردیم نه تعویضش..

- - - - - - - - - - - - - - -

پشت ویترین مغازه ها
جنس هایی هست که خیلی گرونن
یه چیزایی هم میشه پیدا کرد که ارزونه
اما گاهی یه گوشه ای، یه چیزی میذارن، که شاید کهنه باشه، شایدم معمولی!
اما روش نوشته " فروشی نیست "

آدم باید از اون جنس باشه.......!

- - - - - - - - - - - - - - -

 شوهره شب دیر برمیگرده خونه از مهمونی ....
زنش سرش داد میزنه میگه : اگه دو روز منو نبینی چه احساسی خواهی داشت ؟؟؟
شوهره خیلی خوشحال میگه : این خیلی عالی میشه ....
دوشنبه گذشت و شوهره زنش رو ندید ....
سه شنبه و چهارشنبه هم گذشت ....
پنجشنبه , وَرمِ چشم شوهره کمی بهتر شد و تونست با گوشه چشمش زنش رو ببینه ....

- - - - - - - - - - - - - - - -

نامه شوهری به زنش :))))
عزیزم این ماه نتونسم حقوقم رو برات بفرستم به جاش برات صد تا بوس فرستادم!
جواب نامه:
...
عزیزم از این که برام صد بوس فرستادی ممنون.
اینم شرح خرجها:
معلم بچه ۵ بوس،صاحبخونه ۳۰بوس،با سوپر مارکت به تفاهم نرسیدیم یه جور دیگه حساب کردیم،علی‌ آقا میوه فروش بوس نمیخواد میگه بچه می‌خوام،اکبرآقا قصاب اونو موندم چیکار کنم ؟

- - - - - - - - - - - - - - - -

مرد جوان وارد طلا فروشی شد و حلقه‌ای را انتخاب کرد. طلا فروش پرسید: «آیا می‌خواهید داخل حلقه نوشته‌ای حک شود؟»
مرد جوان گفت: «بله، لطفاً حک شود : تقدیم به عزیزترینم، آلیس.»
طلا فروش پرسید: «آلیس خواهر شماست؟»
مرد گفت: «نه او دختری است که قرار است با هم نامزد شویم.»
طلا فروش گفت: «من اگر جای شما بودم این را داخل حلقه نمی‌نوشتم. اگر نظر شما یا او عوض شود دیگر نمی‌توانید از این حلقه استفاده کنید.»
مرد گفت: «پیشنهاد شما چیست؟»
طلا فروش گفت: «این را تقدیم می‌کنم: به اولین و آخرین عشقم. با این کار شما می‌توانید از این حلقه بارها استفاده کنید. من خودم هم همین کار را کردم!!»
(عجب ... بوده طلا فروشه..)

- - - - - - - - - - - - - - - -

یه بار کلاس اول دبستان بغل دستیم بهم گفت: مسخره ...
منم گفتم : اسم بابات اصغره ...
عاقا این دیگه تا آخر سال گیر داده بود که تو اسم بابای منو از کجا میدونی..!

- - - - - - - - - - - - - - - -

امروز سر کلاس یودم دیدم بابام زنگ میزنه بهم، گفتم نکنه اتفاقی افتاده!
رفتم بیرون جواب دادم دیدم نه سلامی نه علیکی میگه: من الآن جلسه م بعدا تماس میگیرم!
 

شادی در کنار دوستان در محیط خیابان

نخست با تعدادی از دوست های غیر قابل کنترل و شرور هم قدم شوید
.
.
.
.
.
.
.
.

1.دوستانتان را به بغل مردم هل بدهید.

2.الکی سوت بزنید.

3.با افراد نا شناس سلام و احوالپرسی کنید و از دوستانتان بخواهید به نوبت با آنها دست بدهند.

4.به دخترا پشت پا بزنید.

5.به پسرها بگویید"چه خوش تیپ بود"
وی با این گفته از شدت اعتماد به نفس کاذب با مخ به درون جدول شیرجه خواهد زد یا شاید سکته ناقص کند.

6.با همکاری دوستان کوچکترین فروشگاه را شناسایی کنید و همه با هم به آن وارد شوید و قیمت چیز هایی مانند نعلبکی و ... را بپرسید.

7.به طور موازی با هم حرکت کنید و اجازه عبور به کسی ندهید.

8.صف خود پرداز یارانه را شلوغ کنید.

سوتی های شنیدنی

تو فامیل پشت سر ما بحث افتاده بود!
داییم میگفت این پسره تو خونه دانشجوییش همه غلطی کرده!!
مامان بزرگم شاکی گفت مگه توچیزی دیدی ازش!!
داییم گفت نه ولی بچه حلال زاده به داییش میره :))

- - - - - - - - - - - - - -

آقا 10-11 سالم بود توجمع نشسته بودیم. همه گیر دادن به من که جوک تعریف کن. از جمله متقاضیای سفتوسخت هم بابام بود. منم گذاشتمو برداشتم یه جوک قزوینی که به خووووودا معنیشو اونموقه نمیدونستم تعریف کردم دیدم یکی صدا تلویزیونو زیاد کرد.. یکی بلند بلند به بچه ش غر زد.. یکی الکی گفت پس این غذا کی آماده میشه... خلاصه هرکی به نحوی بحثو عوض کرد. اون وسط من هاج و واج فقط بابامو دیدم که زول زده بود بهم با چشاش زجججججه میزد عربده میکشیدن چشاش

- - - - - - - - - - - - - -

یکي از آشناهامون می‌گفت یه مدت راننده‌یِ یه سرهنگِ بازنشسته بودم، بقیه‌ی کاراشو هم کم و بیش انجام می‌دادم. یه بار یه قسمتي از دیوارشون ریزش کرده بود پیِ کارگر می‌گشتیم. خیلي گشتیم ولی اطرافِ خونه گیر نیاوردیم. من خودم تنها رفتم میدون، یه کارگر پیدا کردن آوردم، وقتي رسیدیم تو خونه بهش اشاره کردم گفتم بالأخره گیرش آوردم جناب سرهنگ. کارگره دوتا پا داشت دوتا هم پا قرض کرد در رفت.

- - - - - - - - - - - - - -

دیشب برادر شوهرم اومده می گه : کامپیوترم ویروسی شده بیا یه فکری به حالش بکن
منم را شوخی بهش گفتم : خوب معلومه ، بدبخت رو گذاشتی تو اتاق به اون سردی ویروسی هم می شه
برادر شوهرم خیلی جدی : راست می گی ؟؟
من :0000
باورم نمی شد جدی بگیره

- - - - - - - - - - - - - -

مادربزرگم تکرر ادرار داره بنده خدا واسه همینم نمیتونه نماز بخونه منم هرسری بیکار میشم میرم دستو پاشو لاک میزنمو آرایشش میکنم ازش عکس میگیرم، یه سری لاک قرمز زده بودم هم دستشو هم پاهاشو، ظهری حالش بد میشه میبرنش بیمارستان دکتر میگه باید عمل شه، پرستاره میاد لباس مامابزرگو دراره بر میگرده به مامانم میگه ا حاج خانوم چرا لاااک زددن !! مامانمم میگه دخترم از رو بیکاری و اینا.. پرستاره میگه نه اینطوری نمیشه بعد عمل ممکنه ناخونشون کبود شه ما باید ببینیم، هیچی دیگه مامانم زنگ میزنه به من فحش :\ آخرشم میرن دنبال پد ناخون لاک مامابزرگو بپاکن :))

- - - - - - - - - - - - - -

امروز سر کلاس یودم دیدم بابام زنگ میزنه بهم، گفتم نکنه اتفاقی افتاده!
رفتم بیرون جواب دادم دیدم نه سلامی نه علیکی میگه: من الآن جلسه م بعدا تماس میگیرم!

یک خانم ایرانی در روز قیامت

خانم های ایرانی اون دنیا هم از چونه زدن دست بر نمی دارن. می گی نه، نگاه کن
.
.
.
خانم من فقط مامورم. به من گفتند بشمار، حالا هم شمردم. شما کلا ۱۱۰۳۰۵ رکعت دارید.
ولی من همه را خوندم. نمی شه یه کاریش بکنی.
دست ما نیست به خدا. ولی چشم؛ روندش می کنم. ۱۱۰۵۰۰ خوبه؟
عجب گرفتاری شدیم. من می گم همه را خوندم. گرد نمی خواد بکنی. همان هایی که خواندم را بهم بده.
عرض کردم. مبلتان چرمی بوده. یارو یافت آبادیه مبل ساز، چرمش را از چین وارد کرده..
اینها ذبح شرعی نمی کنند. چرم حکم مردار را داشته و نجس بوده. شما می نشستی روش؛ حواستان نبوده دستتان عرق..
من این هایی که می گی اصلا حالیم نیست. من همه اش را خوندم. یک جایی اشتباه کردی. از جام تکان نمی خورم تا درستش کنی .
ببینید خانم فیلمش هست. ما از لحظه لحظه اعمالتان فیلم گرفتیم. ببینید.
ای خدا مرگم بده. این چیه؟
بگذارید رد کنم اینجاش را. خب. همین جا. ببین خانم اینجا که زوم کردم رو مبل نشستید و ..
این منم؟
بله خانم. این هم همان مبلیه که..
چقدر چاق افتادم اینجا.
چه عرض کنم؟ می تونم کمی کنتراستش را بیشتر کنم ولی نرم افزارم قفل شکسته است، اسکیل را عوض نمی کنه.
آقا میشه این عکس را برام بریزی؟ خدا از حسابرسی کمت نکنه.
فلش دارید همراتان؟
چه حرفی می زنی. من تازه یک ساعت پیش از قبر درآمدم. فلشم کجا بود؟ نمی شه بریزی رو سی دی.
سی دی خام ندارم. بریزم ته این سی دی؟ طوریش نیست؟ اعمال یک بابایی است که در جنینی تلف شد. باقی سی دی خالیه.
جا میشه؟
آره بابا. هر سی دی جهان آخرت ۷۰۰۰ گیگ جا دارد
پس قربون دستت یک موزیکی چیزی هم بریز ته اش.